۱۵٬۹۷۷
ویرایش
خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
==توضيحى در مورد لا ظلم اليوم و تعليل آن به ان الله سريع الحساب == | ==توضيحى در مورد لا ظلم اليوم و تعليل آن به ان الله سريع الحساب == | ||
و جمله ((ان اللّه سريع الحساب (( تعليل نفى ظلم است كه جمله ((لا ظلم اليوم (( از آن خبر مى داد، مى فرمايد: اينكه گفتيم در امروز هيچ ظلمى نيست ، بدين علت است كه خداى تعالى در محاسبه سريع است ، چنان نيست كه رسيدگى به حساب يك نفر او را از حساب افراد ديگر باز بدارد، تا در نتيجه به اشتباه بيفتد و جزاى اين را به آن و پاداش آن را به اين بدهد، و در نتيجه ظلمى پيش بيايد. | و جمله ((ان اللّه سريع الحساب (( تعليل نفى ظلم است كه جمله ((لا ظلم اليوم (( از آن خبر مى داد، مى فرمايد: اينكه گفتيم در امروز هيچ ظلمى نيست ، بدين علت است كه خداى تعالى در محاسبه سريع است ، چنان نيست كه رسيدگى به حساب يك نفر او را از حساب افراد ديگر باز بدارد، تا در نتيجه به اشتباه بيفتد و جزاى اين را به آن و پاداش آن را به اين بدهد، و در نتيجه ظلمى پيش بيايد. | ||
و اين تعليل ناظر به اين است كه ظلم ناشى از اشتباه را نفى مى كند، و اما ظلم عمدى احتياج به نفى ندارد، براى اينكه وقتى بنا شد عين عمل انسان را به عنوان جزا به انسان بدهند، ديگر چنين ظلمى تصور ندارد. | و اين تعليل ناظر به اين است كه ظلم ناشى از اشتباه را نفى مى كند، و اما ظلم عمدى احتياج به نفى ندارد، براى اينكه وقتى بنا شد عين عمل انسان را به عنوان جزا به انسان بدهند، ديگر چنين ظلمى تصور ندارد. | ||
وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الاَزِفَةِ إِذِ الْقُلُوب لَدَى الحَْنَاجِرِ | |||
«'''وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الاَزِفَةِ إِذِ الْقُلُوب لَدَى الحَْنَاجِرِ كَاظِمِينَ ...'''»: | |||
كلمه ((آزفه (( از اوصاف روز قيامت ، و به معناى نزديك است . پس معناى اين جمله آن است كه مردم را از روز نزديك انذار كن ، و اين معنا يعنى نزديك بودن قيامت در آيه ((انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا(( نيز آمده . | كلمه ((آزفه (( از اوصاف روز قيامت ، و به معناى نزديك است . پس معناى اين جمله آن است كه مردم را از روز نزديك انذار كن ، و اين معنا يعنى نزديك بودن قيامت در آيه ((انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا(( نيز آمده . | ||
«'''اذ القلوب لدى الحناجر'''» - ((حناجر(( جمع ((حنجره (( به معناى سر حلق است . اين جمله كنايه است از نهايت درجه ترس ، گويا كار مردم از شدت وحشت به جايى مى رسد كه گويى دلهايشان از جاى خود كنده مى شود و تا حنجره بالا مى آيد. و كلمه ((كاظمين (( اسم فاعل از ((كظم (( است و ((كظم (( به معناى شدت اندوه است . | |||
«'''ما للظالمين من حميم و لا شفيع يطاع'''» - كلمه ((حميم (( به معناى نزديك و خويشاوند است ، و معناى جمله اين است كه كفار خويشاوند و نزديكى ندارند كه به يارى آنان بپا خيزد و حميت قرابتش به هيجان آيد. و اين معنا در جمله ((افلا انساب بينهم يومئذ(( نيز آمده . | |||
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۷ صفحه ۴۸۶ </center> | <center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۷ صفحه ۴۸۶ </center> | ||
و معناى جمله ((و لا شفيع يطاع (( اين است كه : كفار شفاعت پذيرفته ندارند. | و معناى جمله ((و لا شفيع يطاع (( اين است كه : كفار شفاعت پذيرفته ندارند. | ||
يَعْلَمُ خَائنَةَ الاَعْينِ وَ مَا | |||
«'''يَعْلَمُ خَائنَةَ الاَعْينِ وَ مَا تُخْفِى الصدُورُ'''»: | |||
بعضى گفته اند: كلمه ((خائنة (( مصدر است ، مانند ((خيانت (( نظير كلمه ((كاذبة (( و ((لاغية (( كه اولى به معناى ((كذب (( و دومى به معناى ((لغو(( است ، و مراد از ((خائنة الاعين (( تمامى گناهان نيست ، بلكه تنها آن گناهانى منظور است كه براى ديگران هويدا نباشد، و از آنان پوشيده باشد، مانند ((سارقة النظر(( كه به معناى نگاههاى زير چشمى و پنهانى است ، به دليل اينكه جمله ((خائنة الاعين (( با جمله ((و ما تخفى الصدور(( آمده . | بعضى گفته اند: كلمه ((خائنة (( مصدر است ، مانند ((خيانت (( نظير كلمه ((كاذبة (( و ((لاغية (( كه اولى به معناى ((كذب (( و دومى به معناى ((لغو(( است ، و مراد از ((خائنة الاعين (( تمامى گناهان نيست ، بلكه تنها آن گناهانى منظور است كه براى ديگران هويدا نباشد، و از آنان پوشيده باشد، مانند ((سارقة النظر(( كه به معناى نگاههاى زير چشمى و پنهانى است ، به دليل اينكه جمله ((خائنة الاعين (( با جمله ((و ما تخفى الصدور(( آمده . | ||
بعضى ديگر گفته اند جمله مزبور از باب اضافه صفت به موصوف است و لازمه آن اين است كه علم خدا به ((خائنة الاعين (( به معناى معرفت باشد و معناى آيه چنين باشد كه : خدا چشمهاى خائن را مى شناسد. ولى معناى صحيح همان معناى اول است . | بعضى ديگر گفته اند جمله مزبور از باب اضافه صفت به موصوف است و لازمه آن اين است كه علم خدا به ((خائنة الاعين (( به معناى معرفت باشد و معناى آيه چنين باشد كه : خدا چشمهاى خائن را مى شناسد. ولى معناى صحيح همان معناى اول است . | ||
و جمله ((و ما تخفى الصدور(( به معناى وجوه كفر و نفاق و گناهان است كه صاحبش آن را در نفس خود پنهان مى داشت . | و جمله ((و ما تخفى الصدور(( به معناى وجوه كفر و نفاق و گناهان است كه صاحبش آن را در نفس خود پنهان مى داشت . | ||
<span id='link315'><span> | <span id='link315'><span> | ||
==احتجاج بر توحيد با بيان اينكه خدا قضاى به حق مى كند == | ==احتجاج بر توحيد با بيان اينكه خدا قضاى به حق مى كند == | ||
وَ اللَّهُ يَقْضى بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لا يَقْضونَ بِشىْءٍ ... | وَ اللَّهُ يَقْضى بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لا يَقْضونَ بِشىْءٍ ... |
ویرایش