الأنعام ١٢٣: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۷#link238 | آيات ۱۲۷ - ۱۲۲، سوره انعام]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۷#link238 | آيات ۱۲۷ - ۱۲۲، سوره انعام]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۷#link239 | تشبيه ايمان ، به حيات و نور و كفر، به مرگ و تاريكى .]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۷#link239 | تشبيه ايمان ، به حيات و نور و كفر، به مرگ و تاريكى .]] | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۲: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۹#link245 | (در ذيل آيات مربوط به حيات و نور شخص مؤ من و شرح صدر...).]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۹#link245 | (در ذيل آيات مربوط به حيات و نور شخص مؤ من و شرح صدر...).]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۵_بخش۴۸#link285 | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۵_بخش۴۸#link285 | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ «123» | |||
و ما اين گونه در هر ديارى مجرمان بزرگش را مىگماريم تا در آن قريهها و مناطق، حيله (و فسق و فساد) كنند، امّا جز به خودشان نيرنگ نمىكنند ولى نمىفهمند (كه نتيجهى حيله، به خودشان باز مىگردد). | |||
===نکته ها=== | |||
در شأن نزول آيهى قبل، به جنگ و ستيز ابوجهل با پيامبر اسلام اشاره شد، اين آيه مىفرمايد: وجود ابوجهلها، چيز تازهاى نيست و هميشه و همه جا در مقابل دعوتهاى حقّ، چنين مهرههاى فاسدى بوده است. «وَ كَذلِكَ» | |||
===پیام ها=== | |||
1- سنّت الهى، پاسخ دادن به مكر و حيلههاى دشمنان است. «وَ كَذلِكَ» | |||
2- تلاشهاى خوبان و بدان، همه در مدار قدرت الهى است. جَعَلْنا ... مُجْرِمِيها | |||
(هم در اين آيه كه مربوط به مجرمان است و هم در آيهى قبل كه دربارهى مؤمنان بود كلمهى «جَعَلْنا» بكار رفته است) | |||
3- رهبران فاسد و مفسد، ريشهى فساد جامعهاند. «أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها» | |||
4- مكر و تزوير، حربهى رهبران مفسد است. «لِيَمْكُرُوا» | |||
5- از دست دادن صفا و صداقت و گرفتار شدن به قهر الهى، بزرگترين ضربهاى | |||
جلد 2 - صفحه 548 | |||
است كه حيله گران به خود مىزنند. «ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ» | |||
6- بدتر از بيمارى، جهل به بيمارى است و بدتر از حيله، ندانستن اينكه آثار سوء آن به حيلهگر برمىگردد. «ما يَشْعُرُونَ» | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ (123) | |||
بعد از آن بر وجه تسليت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله بر آزار كفار و وعيد اهل طغيان فرمايد: | |||
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ: و همچنانكه در مكه اكابر مجرم هستند، قرار داديم در هر قريهاى أَكابِرَ مُجْرِمِيها: بزرگان گنهكاران آن موضع را بر وجه تخليه. | |||
بيان- تفسير آيه را وجوهى است: 1- واگذاشتيم آنها را بعد از اتمام حجت. 2- آنچه در حق مؤمنان بجا آورديم از اعطاى عقل باطن و ظاهر و علم و قدرت و حيات و كمال عقل و تمكين و نصب ادله، در حقّ كفار نيز مرعى داشتيم الا آنكه مؤمنان به حسن اعتقاد ايمان آوردند، و كفار به سوء اختيار بر كفر ماندند. 3- چنانچه نور ايمان را كه حجج بينه و دلايل ساطعه است به اهل | |||
---- | |||
«1». 24 نمل، 38 عنكبوت. | |||
«2» حجرات، 7. | |||
تفسير اثنا عشرى، ج3، ص: 369 | |||
ايمان نموديم، به كفار نيز ارائه داديم. اينها به حسن اعتقاد مهتدى شدند، و آنها به سوء اختيار در ضلالت ماندند. لِيَمْكُرُوا فِيها: تا عاقبت كار آنها بجائى رسيد كه مكر مىكردند در آن موضع، و مردمان را از ايمان باز مىداشتند، چنانچه رؤساى قريش به مكه در موسم حج بر سر چهار راه مردم را از راه حق باز مىداشتند و هركه مىآمد و از احوال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال مىنمود مىگفتند او ساحر و شاعر و كاهن است. وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ: و مكر نمىكنند اين كفار مگر به نفسهاى خود، چه وبال مكر به خودشان راجع است وَ ما يَشْعُرُونَ: و نمىفهمند يا ادراك نكنند كه تبعه مكر و عقوبت آن، به صاحب مكر مىرسد نه به غير كه وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ. «1» نكته- «ل» در آيه «ليمكروا» لام عاقبت كه آن را لام صيرورت نامند، مانند لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً. «2» | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ (123) | |||
ترجمه | |||
ترجمه و همچنين قرار داديم در هر بلدى بزرگان گناهكارانش را تا مكر كنند در آن و مكر نمىكنند مگر با خودشان و ادراك نمىنمايند. | |||
تفسير | |||
چنانچه در مكه معظمه خداوند مقدّر فرموده بود كه بزرگان عصات و طغات آنجا از قبيل أبو جهل و ابو سفيان و أبو لهب و غيرهم وجود داشته باشند و بمكر و حيله و مراء و جدال با مسلمانان معارضه نمايند در هر بلدى مقدّر فرموده كه اين قبيل اشخاص | |||
---- | |||
جلد 2 صفحه 377 | |||
باشند باين معنى كه بآنها خلعت وجود و قدرت و اختيار عنايت فرموده و مهلت داده است كه بسوء اختيار خودشان كسب شقاوت نمايند و باستحقاق مخلّد در نيران باشند و بازنداشته آنها را از اعمال قبيحه بلكه بحال خودشان واگذار فرموده چون قابل هدايت نبودند ولى ضرر اعمال آنها در دنيا و آخرت بخودشان عائد ميشود و بخدا و پيغمبر (ص) و مسلمانان نميتوانند ضررى وارد نمايند اين حال بزرگان آنها است چه رسد بزير دستان كه تابع آنها هستند و مقهور اراده ايشان پس نبايد خاطر مبارك رسول اكرم آزرده باشد از رفتار اقوام و اهل بلد او با آنحضرت و پيروانش چون اين رويّه اختصاص بقومى و بلدى ندارد تا بوده چنين بوده و هست و تعجّب از اين است كه خودشان متوجه بقبح اعمالشان نيستند و لام در ليمكروا لام صيرورة و عاقبت است يعنى مئال حال آنها اين است .. | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ كَذلِكَ جَعَلنا فِي كُلِّ قَريَةٍ أَكابِرَ مُجرِمِيها لِيَمكُرُوا فِيها وَ ما يَمكُرُونَ إِلاّ بِأَنفُسِهِم وَ ما يَشعُرُونَ (123) | |||
و همين نحو قرار داديم در هر آبادي بزرگان مجرمين آن آبادي را تا اينكه مكر كنند سايرين آبادي را ولي مكر نميكنند مگر بنفوس خود ولي نميفهمند که با خود مكر ميكنند. | |||
در هر شهرستان و آباديها يك دسته رؤساء و بزرگاني دارد که ساير اهل شهر و ده تابع آنها هستند و اينکه رؤساء براي حفظ مقام رياست خود جلوگيري ميكنند سايرين را که در مقام تحقيق برنيايند و نروند خدمت پيغمبر (ص) و ائمه عليهم السّلام و علماء تا هدايت شوند و بهزار حيله و تزوير اينها را فريب ميدهند و بكفر و ضلالت آنها را سوق ميدهند و غافل از اينكه اينها علاوه از عقوبات كفر و ظلم و شرك و طغيان و معاصي خود عقوبات سايرين هم بر آنها بار ميشود هم عقوبت ضلالت را دارند هم عقوبت اضلال زيرا سه قسم فاعل داريم: فاعل بالمباشرة و بالتسبيب و بالرضا و لذا ميگوييم عقوبت اولين و آخرين الي يوم القيمة حمل بر شيخين ميشود چون فعل آنها منشأ تمام فسادهائيست که روي زمين واقع شده و ميشود، اگر گذارده بودند حق بر مسند خود قرار گيرد روي زمين را عدل و داد پر كرده بود لذا ميفرمايد وَ كَذلِكَ جَعَلنا مكرر گفتهئيم که تقدير و قضاء الهي منافي با سوء اختيار عبد و صحت عقوبت نيست در دعاء كميل ميخواني | |||
(اجريت عليّ حكما اتبعت فيه هوي نفسي و لم احترس فيه من تزيين عدوّي فغرني بما اهوي و اسعده علي ذلک القضاء | |||
الدعاء) لذا نسبت جعل را بخدا ميدهد که بقضاء و تقدير چنين بوده. | |||
فِي كُلِّ قَريَةٍ قرية در قرآن محل اجتماع جمع كثيريست اعم از شهرستانها و دهات اطراف هر چه بزرگ باشد مثل لندن يا كوچك باشد مثل قصبه. | |||
جلد 7 - صفحه 195 | |||
أَكابِرَ مُجرِمِيها ممكن است اضافه باشد يعني در ميان مجرمين قرية اكابر آنها يا صفة باشد يعني اكابري که مجرمين آن قريه بودند لِيَمكُرُوا فِيها متعلق بجعلنا که اينکه نحوه جعل شده، و مكر عبارت از عمليست که بصورت محبوب طرف است و در باطن مبغوض است و اگر نسبت بخدا داده شد وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللّهُ وَ اللّهُ خَيرُ الماكِرِينَ آل عمران آيه 47 مراد اينست که دولت و عزت و رياست و قوت و قدرت و مهلت ميدهد تا هر چه بتوانند طغيان و سركشي و فساد و ظلم و معصيت كنند و بعقوباتش گرفتار شوند وَ لا يَحسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي لَهُم خَيرٌ لِأَنفُسِهِم إِنَّما نُملِي لَهُم لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم عَذابٌ مُهِينٌ آل عمران آيه 172، و همين آيه را عليّه عاليه بر يزيد پليد تلاوت فرمود، و اگر نسبت ببنده داده شد اينست که از راه دوستي دشمني كنند مثل مأمون ملعون با حضرت رضا عليه السّلام، و اينکه اكابر فريب ميدهند اهل قريه را که در طلب حق نروند و ايمان نياورند و بكفر و ضلالت بسر برند. | |||
وَ ما يَمكُرُونَ إِلّا بِأَنفُسِهِم چنانچه بيان شد که گناه سائرين را هم تحمل ميكنند و گرفتار ميشوند وَ ما يَشعُرُونَ خيال ميكنند از گرده آنها بار كشيديم و از تبعيت آنها استفاده كرديم و بر آنها رياست و بزرگي نموديم. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||