گمنام

تفسیر:المیزان جلد۲ بخش۶: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
 
خط ۵۶: خط ۵۶:


==نتيجه گرى مطالب و بيان معناى آيه شريفه ==
==نتيجه گرى مطالب و بيان معناى آيه شريفه ==
در نتيجه معنا - و خدا داناتر است - اين مى شود: اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم ، و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم ، از آنجا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس ‍ شديد، ماآن را از در راءفت و رحمت و تخفيف مجددا در خصوص ‍ شبهاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم ، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم ، «''' فاتموا الصيام الى الليل '''»، پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد، و شبها آزاد از آن هستيد.
در نتيجه، معنا - و خدا داناتر است - اين مى شود:  


و حاصل كلام اينكه جمله : هن «''' لباس لكم ، و انتم لباس لهن ..، هر چند علت و يا حكمت باشد براى اصل رفث ، ليكن غرض در آيه متوجه آن نيست ، بلكه غرض بيان حكمت جواز رفث در شبهاى روزه است ، كه از جمله هن لباس لكم - تا جمله - (( وعفى عنكم '''». متعرض آن است ، و اين حكمت ديگر شامل منسوخ نمى شود، بلكه تنها شامل ناسخ است .
اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم، از آن جا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس شديد، ما آن را از درِ رأفت و رحمت و تخفيف، مجددا در خصوص شب هاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم. «فَأتِمُّوا الصَّيَامَ إلَى اللَّيلِ»: پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد، و شب ها آزاد از آن هستيد.
 
و حاصل كلام اين كه: جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنّ...»، هر چند علت و يا حكمت باشد براى اصل رفث، ليكن غرض در آيه متوجه آن نيست، بلكه غرض، بيان حكمت جواز رفث در شب هاى روزه است، كه از جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم» - تا جملۀ - «وَ عَفَى عَنكُم»، متعرض آن است، و اين حكمت ديگر شامل منسوخ نمى شود، بلكه تنها شامل ناسخ است.


«'''فَالْئَنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مَا كتَب اللَّهُ لَكُمْ'''»:
«'''فَالْئَنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مَا كتَب اللَّهُ لَكُمْ'''»:


امر در اين آيه چون بعد از منع واقع شده ، طبق نظريه علماى اصول تنها بر جواز دلالت دارد، نه وجوب ، و مى فهماند از هم اكنون رفث با زنان در شبهاى رمضان جايز است ، در اول آيه هم فرموده بود:«''' احل لكم '''» اين كار برايتان حلال است ، و كلمه «'''ابتغاء'''» به معناى طلب كردن است ، و منظور از طلب كردن آنچه خدا نوشته است ، طلب فرزند است ، كه خداى سبحان آن را نوشته و مقرر كرده ، كه نوع انسانى اين كار را از راه جماع انجام دهد، و جنس بشر را با تجهيز شهوت و اشتياق به مباشرت مفطور بر اين عمل كرده ، و به اين وسيله ايشان را مسخر و رام در مقابل اين عمل نموده است .
امر در اين آيه چون بعد از منع واقع شده، طبق نظريه علماى اصول، تنها بر جواز دلالت دارد، نه وجوب، و مى فهماند از هم اكنون «رَفَث» با زنان در شب هاى رمضان جايز است. در اول آيه هم فرموده بود: «أُحِلَّ لَكُم»: اين كار برايتان حلال است.
 
و كلمۀ «ابتغاء»، به معناى طلب كردن است، و منظور از طلب كردن آنچه خدا نوشته است، طلب فرزند است، كه خداى سبحان، آن را نوشته و مقرر كرده كه نوع انسانى، اين كار را از راه جماع انجام دهد، و جنس بشر را با تجهيز شهوت و اشتياق به مباشرت، مفطور بر اين عمل كرده و به اين وسيله، ايشان را مسخّر و رام در مقابل اين عمل نموده است.
 
البته كمتر كسى در حين عمل توجه به فرزنددار شدن دارد، بيشتر منظورشان شهوترانى است. (غافل از اين كه خداى تعالى در بين اين دو سنگ، آرد خود را مى گيرد و قضاى خود را به كرسى مى نشاند).  


البته كمتر كسى در حين عمل توجه به فرزنددار شدن دارد، بيشتر منظورشان شهوت رانى است ، (غافل از اينكه خداى تعالى در بين اين دو سنگ آرد خود را مى گيرد، و قضاى خود را به كرسى مى نشاند) همچنانكه افراد منظورشان از اكل و شرب لذت بردن از غذا است و غافلند از اينكه اين جذبه و رابطه بين انسان و غذا را خدا قرار داده ، تا زندگى بشر بقا يافته ، بدنش نمو كند، اين همان تسخير الهى است .
همچنان كه افراد منظورشان از اكل و شرب، لذّت بردن از غذا است و غافل اند از اين كه اين جذبه و رابطه بين انسان و غذا را خدا قرار داده، تا زندگى بشر بقا يافته، بدنش نمو كند. اين، همان تسخير الهى است.
بعضى گفته اند: مراد از جمله :«''' ما كتب الله لهم '''»، همان حليت و رخصت است ، چون خداى تعالى دوست مى دارد بندگانش همانطور كه از حرامش مى پرهيزند، از حلالش استفاده بكنند، ليكن اصطلاح كتابت در كلام خدا كه قرآن كريم همواره آن را در معناى قضا به كار مى برد، گفتار اين مفسر را كه مى گويد معناى آن حليت و رخصت است بعيد مى سازد.
 
بعضى گفته اند: مراد از جملۀ «مَا كَتَبَ اللهُ لَهُم»، همان حليت و رخصت است. چون خداى تعالى دوست مى دارد بندگانش، همان طور كه از حرامش مى پرهيزند، از حلالش استفاده بكنند. ليكن اصطلاح «كتابت» در كلام خدا - كه قرآن كريم همواره آن را در معناى قضا به كار مى برد -  گفتار اين مفسّر را كه مى گويد معناى آن حليت و رخصت است، بعيد مى سازد.
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۹ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۹ </center>
«'''وَ كلُوا وَ اشرَبُوا حَتى يَتَبَينَ لَكُمُ الْخَيْط الاَبْيَض ‍ مِنَ الخَْيْطِ الاَسوَدِ مِنَ الْفَجْرِ'''»:
معناى «'''فجر'''» و بيان ابتداء فرمان روزه در ضمن يك استعاره زيبا
«'''وَ كُلُوا وَ اشرَبُوا حَتّى يَتَبَينَ لَكُمُ الْخَيْطُ الاَبْيَضُ مِنَ الخَْيْطِ الاَسوَدِ مِنَ الْفَجْرِ'''»:


معناى «'''فجر'''» و بيان ابتداء فرمان روزه در ضمن يك استعاره زيبا
كلمه «فجر»، دو مصداق دارد:


كلمه «'''ف جر'''» دو مصداق دارد يكى فجر اول كه آن را كاذب مى گويند چون دوام ندارد، بعد از اندكى از بين مى رود، و شكلش شكل دم گرگ است ، وقتى آن را بالا مى گيرد، و بهمين جهت آن را ذنب السرحان مى نامند. عمودى از نور است كه در آخر شب در ناحيه شرقى افق پيدا مى شود، و اين وقتى است كه فاصله خورشيد از دايره افق به هيجده درجه زير افق برسد، آنگاه به تدريج رو به گسترش نهاده از بين مى رود، و چون ريسمانى سفيد رنگ به آخر افق مى افتد، و به صورت فجر دوم در مى آيد، كه آن را فجر دوم يا فجر صادق مى نامند، و بدين جهت صادقش مى گويند، كه از آمدن روز خبر مى دهد، و متصل به طلوع خورشيد است .
يكى «فجر اول»، كه آن را كاذب مى گويند، چون دوام ندارد. بعد از اندكى از بين مى رود و شكلش، شكل دُم گرگ است، وقتى آن را بالا مى گيرد. و به همين جهت، آن را «ذنب السرحان» مى نامند. عمودى از نور است كه در آخر شب در ناحيه شرقى افق پيدا مى شود، و اين وقتى است كه فاصله خورشيد از دايره افق، به هيجده درجه زير افق برسد. آنگاه به تدريج رو به گسترش نهاده، از بين مى رود، و چون ريسمانى سفيد رنگ به آخر افق مى افتد، و به صورت «فجر دوم» در مى آيد، كه آن را فجر دوم يا «فجر صادق» مى نامند، و بدين جهت صادقش مى گويند، كه از آمدن روز خبر مى دهد، و متصل به طلوع خورشيد است.


از اينجا معلوم شد كه مراد از خيط ابيض ، فجر صادق است ، و كلمه (من ) بيانيه است ، و جمله :«''' حتى يتبين لكم الخيط الابيض من الخى ط الاسود'''» از قبيل است عاره است ، يعنى سفيدى گسترده و افتاده در آخر افق تاريك را تشبيه به ريسمانى سفيد، و تاريكى را تشبيه به ريسمانى سياه كرده است و آن خط سفيد مجاور خط سياه قرار دارد.
از اين جا معلوم شد كه مراد از «خيط ابيض»، فجر صادق است. و كلمۀ «مِن»، بيانيه است و جملۀ: «حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الخَيطُ الأبيَضُ مِنَ الخَیطِ الأسوَد»، از قبيل استعاره است. يعنى سفيدى گسترده و افتاده در آخر افق تاريك را تشبيه به ريسمانى سفيد، و تاريكى را تشبيه به ريسمانى سياه كرده است و آن خط سفيد مجاور خط سياه قرار دارد.


باز از اينجا معلوم مى شود كه مراد از اين جمله تحديد اولين وقت طلوع فجر صادق است ، براى اينكه بعد از آنكه شعاع نور روز بالا مى آيد، هر دو خيط از بين مى رود، ديگر نه خيطى سفيد مى ماند و نه خيطى سياه .
باز از اين جا معلوم مى شود كه: مراد از اين جمله، تحديد اولين وقت طلوع فجر صادق است. براى اين كه بعد از آن كه شعاع نور روز بالا مى آيد، هر دو خيط از بين مى رود. ديگر نه خيطى سفيد مى ماند و نه خيطى سياه.


«'''ثُمَّ أَتِمُّوا الصيَامَ إِلى الَّيْلِ'''»:
«'''ثُمَّ أَتِمُّوا الصيَامَ إِلى الَّيْلِ'''»:
خط ۸۴: خط ۹۲:
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۷۰ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۷۰ </center>
<span id='link61'><span>
<span id='link61'><span>
==معناى اعتكاف و اشاره آيه شريفه به يكى از شروط آن ==
==معناى اعتكاف و اشاره آيه شريفه به يكى از شروط آن ==
«'''وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فى الْمَساجِدِ'''»:
«'''وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فى الْمَساجِدِ'''»:
۱۵٬۹۷۷

ویرایش