۱۵٬۹۷۷
ویرایش
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
<span id='link58'><span> | <span id='link58'><span> | ||
== | ==پاسخ به يك اشكال در ارتباط با مسئله نسخ در آيه شریفه == | ||
حال اگر | حال اگر بگویى: جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنَّ» دلالت دارد بر علت تشريع جواز رفث، و به ناچار نمى تواند هم ناسخ را شامل شود و هم منسوخ را. چون اين حرف بسيار نامربوط است كه براى حكم نسخ علتى بياورند، كه شامل ناسخ و منسوخ هر دو بشود، و لو اين كه بگویيم تعليل هایى كه در موارد احكام شرع آمده، علت نيست، بلكه حكمت است. و يا بگویيم كه: حكمت لازم نيست مانند علت جامع و مانع باشد. چون معنا ندارد حكم منسوخ و حكم ناسخ، يك حكمت داشته باشند. | ||
بنابراين، اگر حكم «رَفَث» قبل از نزول آيه، حرمت بوده و سپس با نزول آيه نسخ شده باشد، ديگر صحيح نيست حكم نسخ را اين طور تعليل كنند كه زنان، جامۀ شما و مردان نيز جامۀ زنان هستند. چون جامه بودن هر يك براى ديگرى، قبل از حكم ناسخ نيز بوده؟ | |||
لباس بودن هر يك از زن و شوهر براى | در پاسخ مى گویيم: | ||
اولاً، اين اشكال شما نقض مى شود به جملۀ «لَيلَةَ الصِّيَامِ»، كه حليت را مقيد به شب كرده، در حالى كه زن و شوهر در روز هم، جامۀ يكديگرند و چون علت در روز نيز هست، پس بايد جماع در روز هم جايز باشد، و حال آن كه نيست. | |||
و ثانياً، قيودى كه در آيه اخذ شده، مانند قيد «لَيلَةَ الصِّيَام»، و قيد «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنَّ»، و قيد «أنَّكُم كُنتُم تَختَانُونَ أنفُسَكُم»، همه دلالت دارند بر علت هایى كه هر يك مترتب بر ديگرى است، و حكم ناسخ و منسوخ، مترتب بر آن ها است. | |||
لباس بودن هر يك از زن و شوهر براى ديگرى، علت آن شده است كه «رَفَث» بين آن دو، به طور مطلق جايز باشد، هم در روز و هم در شب. و حكم روزه كه جملۀ «لَيلَةَ الصِّيَام» متعرض آن است، اين اطلاق را مقيد مى كند. چون حكم روزه عبارت است از خوددارى كردن از مشتهيات نفس، از قبيل اكل و شرب و نكاح، و چون خوددارى از عمل زناشویى در تمامى يك ماه امرى مشكل است و باعث مى شود مسلمانان در يك معصيت هميشگى و خيانتى مستمر قرار گيرند، لذا لازم مى شود تسهيلاتى در اين باره براى آنان در نظر گرفته شود، و اين عمل را در شب جايز و حلال كنند، و آن، اين است كه: حكم لباس بودن زن و شوهر براى يكديگر - كه حكم روزه آن را از بين برده بود - دوباره به قسمتى از اطلاقش برگردد، و لباس بودن اين دو براى يكديگر در شب هاى رمضان جايز شود. | |||
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۸ </center> | <center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۸ </center> | ||
<span id='link59'><span> | <span id='link59'><span> | ||
==نتيجه گرى مطالب و بيان معناى آيه شريفه == | ==نتيجه گرى مطالب و بيان معناى آيه شريفه == | ||
در | در نتيجه، معنا - و خدا داناتر است - اين مى شود: | ||
و حاصل كلام | اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم، از آن جا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس شديد، ما آن را از درِ رأفت و رحمت و تخفيف، مجددا در خصوص شب هاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم. «فَأتِمُّوا الصَّيَامَ إلَى اللَّيلِ»: پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد، و شب ها آزاد از آن هستيد. | ||
و حاصل كلام اين كه: جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنّ...»، هر چند علت و يا حكمت باشد براى اصل رفث، ليكن غرض در آيه متوجه آن نيست، بلكه غرض، بيان حكمت جواز رفث در شب هاى روزه است، كه از جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم» - تا جملۀ - «وَ عَفَى عَنكُم»، متعرض آن است، و اين حكمت ديگر شامل منسوخ نمى شود، بلكه تنها شامل ناسخ است. | |||
«'''فَالْئَنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مَا كتَب اللَّهُ لَكُمْ'''»: | «'''فَالْئَنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مَا كتَب اللَّهُ لَكُمْ'''»: | ||
امر در اين آيه چون بعد از منع واقع | امر در اين آيه چون بعد از منع واقع شده، طبق نظريه علماى اصول، تنها بر جواز دلالت دارد، نه وجوب، و مى فهماند از هم اكنون «رَفَث» با زنان در شب هاى رمضان جايز است. در اول آيه هم فرموده بود: «أُحِلَّ لَكُم»: اين كار برايتان حلال است. | ||
البته كمتر كسى در حين عمل توجه به فرزنددار شدن دارد، بيشتر منظورشان | و كلمۀ «ابتغاء»، به معناى طلب كردن است، و منظور از طلب كردن آنچه خدا نوشته است، طلب فرزند است، كه خداى سبحان، آن را نوشته و مقرر كرده كه نوع انسانى، اين كار را از راه جماع انجام دهد، و جنس بشر را با تجهيز شهوت و اشتياق به مباشرت، مفطور بر اين عمل كرده و به اين وسيله، ايشان را مسخّر و رام در مقابل اين عمل نموده است. | ||
بعضى گفته اند: مراد از | |||
البته كمتر كسى در حين عمل توجه به فرزنددار شدن دارد، بيشتر منظورشان شهوترانى است. (غافل از اين كه خداى تعالى در بين اين دو سنگ، آرد خود را مى گيرد و قضاى خود را به كرسى مى نشاند). | |||
همچنان كه افراد منظورشان از اكل و شرب، لذّت بردن از غذا است و غافل اند از اين كه اين جذبه و رابطه بين انسان و غذا را خدا قرار داده، تا زندگى بشر بقا يافته، بدنش نمو كند. اين، همان تسخير الهى است. | |||
بعضى گفته اند: مراد از جملۀ «مَا كَتَبَ اللهُ لَهُم»، همان حليت و رخصت است. چون خداى تعالى دوست مى دارد بندگانش، همان طور كه از حرامش مى پرهيزند، از حلالش استفاده بكنند. ليكن اصطلاح «كتابت» در كلام خدا - كه قرآن كريم همواره آن را در معناى قضا به كار مى برد - گفتار اين مفسّر را كه مى گويد معناى آن حليت و رخصت است، بعيد مى سازد. | |||
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۹ </center> | <center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۹ </center> | ||
«'''وَ | معناى «'''فجر'''» و بيان ابتداء فرمان روزه در ضمن يك استعاره زيبا | ||
«'''وَ كُلُوا وَ اشرَبُوا حَتّى يَتَبَينَ لَكُمُ الْخَيْطُ الاَبْيَضُ مِنَ الخَْيْطِ الاَسوَدِ مِنَ الْفَجْرِ'''»: | |||
كلمه «فجر»، دو مصداق دارد: | |||
يكى «فجر اول»، كه آن را كاذب مى گويند، چون دوام ندارد. بعد از اندكى از بين مى رود و شكلش، شكل دُم گرگ است، وقتى آن را بالا مى گيرد. و به همين جهت، آن را «ذنب السرحان» مى نامند. عمودى از نور است كه در آخر شب در ناحيه شرقى افق پيدا مى شود، و اين وقتى است كه فاصله خورشيد از دايره افق، به هيجده درجه زير افق برسد. آنگاه به تدريج رو به گسترش نهاده، از بين مى رود، و چون ريسمانى سفيد رنگ به آخر افق مى افتد، و به صورت «فجر دوم» در مى آيد، كه آن را فجر دوم يا «فجر صادق» مى نامند، و بدين جهت صادقش مى گويند، كه از آمدن روز خبر مى دهد، و متصل به طلوع خورشيد است. | |||
از | از اين جا معلوم شد كه مراد از «خيط ابيض»، فجر صادق است. و كلمۀ «مِن»، بيانيه است و جملۀ: «حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الخَيطُ الأبيَضُ مِنَ الخَیطِ الأسوَد»، از قبيل استعاره است. يعنى سفيدى گسترده و افتاده در آخر افق تاريك را تشبيه به ريسمانى سفيد، و تاريكى را تشبيه به ريسمانى سياه كرده است و آن خط سفيد مجاور خط سياه قرار دارد. | ||
باز از | باز از اين جا معلوم مى شود كه: مراد از اين جمله، تحديد اولين وقت طلوع فجر صادق است. براى اين كه بعد از آن كه شعاع نور روز بالا مى آيد، هر دو خيط از بين مى رود. ديگر نه خيطى سفيد مى ماند و نه خيطى سياه. | ||
«'''ثُمَّ أَتِمُّوا الصيَامَ إِلى الَّيْلِ'''»: | «'''ثُمَّ أَتِمُّوا الصيَامَ إِلى الَّيْلِ'''»: | ||
خط ۷۸: | خط ۹۲: | ||
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۷۰ </center> | <center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۷۰ </center> | ||
<span id='link61'><span> | <span id='link61'><span> | ||
==معناى اعتكاف و اشاره آيه شريفه به يكى از شروط آن == | ==معناى اعتكاف و اشاره آيه شريفه به يكى از شروط آن == | ||
«'''وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فى الْمَساجِدِ'''»: | «'''وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فى الْمَساجِدِ'''»: |
ویرایش