گمنام

تفسیر:المیزان جلد۲ بخش۶: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۸: خط ۱۸:
و جملۀ «أُحِلَّ لَكُم...»، و همچنين جمۀ «كُنتُم تَختَانُونَ...»، و جملۀ «فَتَابَ عَلَيكُم وَ عَفَا عَنكُم»، و جملۀ «فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ...»، همه إشعار و بلكه دلالت بر اين نسخ دارد. زيرا اگر قبلا عمل زناشویى در شب روزه حرام نبود، حق كلام اين بود كه بفرمايد: «فَلَا جُنَاحَ عَلَيكُم أن تُبَاشِرُوهُنَّ»: حرجى بر شما نيست كه با زنان در آميزيد، و يا عبارتى نظير آن. نه اين كه بفرمايد: «حلال شد بر شما»، و اين، خيلى روشن است.
و جملۀ «أُحِلَّ لَكُم...»، و همچنين جمۀ «كُنتُم تَختَانُونَ...»، و جملۀ «فَتَابَ عَلَيكُم وَ عَفَا عَنكُم»، و جملۀ «فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ...»، همه إشعار و بلكه دلالت بر اين نسخ دارد. زيرا اگر قبلا عمل زناشویى در شب روزه حرام نبود، حق كلام اين بود كه بفرمايد: «فَلَا جُنَاحَ عَلَيكُم أن تُبَاشِرُوهُنَّ»: حرجى بر شما نيست كه با زنان در آميزيد، و يا عبارتى نظير آن. نه اين كه بفرمايد: «حلال شد بر شما»، و اين، خيلى روشن است.


و بعضى گفته اند: آيه شريفه، ناسخ نيست. چون در آيات روزه نسبت به عمل جماع و يا خوردن و شرب، چيزى كه حرمت را برساند نبوده، تا اين آيه با حلال كردن آن ناسخ باشد، بلكه ظاهر قضيه، چنان كه بعضى روايات هم كه از طرق اهل سنت و جماعت رسيده، به آن إشعار دارد، اين است كه: مسلمين وقتى حكم وجوب روزه نازل شد، و آيه «كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبلِكُم...»، را شنيدند، فهميدند كه احكام اسلام و مسيحيت از جميع جهات مساويند، و همان طور كه گفته اند، مسيحيان عمل زناشویى و اكل و شرب را در اول شب انجام مى دادند، بعد در آخر شب امساك مى كردند. مسلمانان هم، همين طور روزه گرفتند. البته اين معنا بر جوان ها گران آمد، چون نمى توانستند از عمل زناشویى صرف نظر كنند، لذا با اين كه اين عمل را گناه مى دانستند، سرّى انجام مى دادند، و در نتيجه، اين عمل را خيانتى به خود مى پنداشتند. پيرمردان هم از ترك خوردن و نوشيدن بعد از خواب ناراحت بودند، و اى بسا بعضى ها خواب مى ماندند و به حكم روزه مسيحيان كه بعد از خواب افطار حرام بوده، ديگر نمى توانستند سحرى بخورند. لذا آيه نازل شد و بيان كرد كه عمل زناشویى و اكل و شرب در شب، براى روزه دار در رمضان حرام نيست. <center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۶ </center>
و بعضى گفته اند: آيه شريفه، ناسخ نيست. چون در آيات روزه نسبت به عمل جماع و يا خوردن و شرب، چيزى كه حرمت را برساند نبوده، تا اين آيه با حلال كردن آن ناسخ باشد، بلكه ظاهر قضيه، چنان كه بعضى روايات هم كه از طرق اهل سنت و جماعت رسيده، به آن إشعار دارد، اين است كه:  
پس مسأله نسخى در بين نبوده. آنگاه گفته اند: منظور آيه شريفه اين بوده كه مردم را از اشتباه درآورد، و بفهماند اين كه گفتيم: «كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبلِكُم»، اين تشبيه در اصل تشريع روزه بوده، نه اين كه خصوصيات روزه اسلام هم، عين خصوصيات روزه در مسيحيت است. و اما اين كه فرموده: «حلال شد بر شما رفث در شب هاى روزه»، دلالت ندارد بر اين كه قبلا رفث حرام بوده، بلكه تنها مى خواهد بفرمايد اين عمل حلال است، همچنان كه آيه: «أُحِلَّ لَكُم صَيدُ البَحرِ» اين دلالت را ندارد. چون قبلا شكار دريا بر كسانى كه در احرام بودند، حرام نبوده، تا اين آيه بخواهد آن را حلال كند.
 
مسلمين وقتى حكم وجوب روزه نازل شد، و آيه «كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبلِكُم...»، را شنيدند، فهميدند كه احكام اسلام و مسيحيت از جميع جهات مساويند، و همان طور كه گفته اند، مسيحيان عمل زناشویى و اكل و شرب را در اول شب انجام مى دادند، بعد در آخر شب امساك مى كردند. مسلمانان هم، همين طور روزه گرفتند.  
 
البته اين معنا بر جوان ها گران آمد، چون نمى توانستند از عمل زناشویى صرف نظر كنند، لذا با اين كه اين عمل را گناه مى دانستند، سرّى انجام مى دادند، و در نتيجه، اين عمل را خيانتى به خود مى پنداشتند. پيرمردان هم از ترك خوردن و نوشيدن بعد از خواب ناراحت بودند، و اى بسا بعضى ها خواب مى ماندند و به حكم روزه مسيحيان كه بعد از خواب افطار حرام بوده، ديگر نمى توانستند سحرى بخورند. لذا آيه نازل شد و بيان كرد كه عمل زناشویى و اكل و شرب در شب، براى روزه دار در رمضان حرام نيست. پس مسأله نسخى در بين نبوده.
 
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۶ </center>
آنگاه گفته اند: منظور آيه شريفه اين بوده كه مردم را از اشتباه درآورد، و بفهماند اين كه گفتيم: «كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبلِكُم»، اين تشبيه در اصل تشريع روزه بوده، نه اين كه خصوصيات روزه اسلام هم، عين خصوصيات روزه در مسيحيت است.  
 
و اما اين كه فرموده: «حلال شد بر شما رفث در شب هاى روزه»، دلالت ندارد بر اين كه قبلا رفث حرام بوده، بلكه تنها مى خواهد بفرمايد اين عمل حلال است، همچنان كه آيه: «أُحِلَّ لَكُم صَيدُ البَحرِ» اين دلالت را ندارد. چون قبلا شكار دريا بر كسانى كه در احرام بودند، حرام نبوده، تا اين آيه بخواهد آن را حلال كند.


و همچنين جملۀ «عَلِمَ اللهُ أنَّكُم كُنتُم تَختَانُونَ أنفُسَكُم»، اين دلالت را ندارد. چون اين جمله تنها مى خواهد بفرمايد شما به نظر خودتان عمل حرامى را انجام مى داديد، و به نظر خود خيانت مى كرديد، در حالى كه خيانت نبوده، و به همين جهت فرموده: «تَختَانُونَ أنفُسَكُم»، و اگر واقعا سحرى خوردن بعد از خواب حرام بوده، بايد بفرمايد: «تَختَانُونَ اللهَ: به خدا خيانت مى كرديد»، همچنان كه در آيه «لَا تَخُونُوا اللهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أمَانَاتِكُم»، گناه را خيانت به خدا و رسول دانسته.  
و همچنين جملۀ «عَلِمَ اللهُ أنَّكُم كُنتُم تَختَانُونَ أنفُسَكُم»، اين دلالت را ندارد. چون اين جمله تنها مى خواهد بفرمايد شما به نظر خودتان عمل حرامى را انجام مى داديد، و به نظر خود خيانت مى كرديد، در حالى كه خيانت نبوده، و به همين جهت فرموده: «تَختَانُونَ أنفُسَكُم»، و اگر واقعا سحرى خوردن بعد از خواب حرام بوده، بايد بفرمايد: «تَختَانُونَ اللهَ: به خدا خيانت مى كرديد»، همچنان كه در آيه «لَا تَخُونُوا اللهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أمَانَاتِكُم»، گناه را خيانت به خدا و رسول دانسته.  
خط ۳۲: خط ۴۰:
<span id='link58'><span>
<span id='link58'><span>


==طرح يك اشكال در ارتباط با مسئله نسخ در آيه و پاسخ به آن ==
==پاسخ به يك اشكال در ارتباط با مسئله نسخ در آيه شریفه ==
حال اگر بگوئى جمله :«''' هن لباس لكم و انتم لباس لهن '''» دلالت دارد بر علت تشريع جواز رفث ، و به ناچار نمى تواند هم ناسخ را شامل شود، و هم منسوخ را، چون اين حرف بسيار نامربوط است ، كه براى حكم نسخ علتى بياورند، كه شامل ناسخ و منسوخ هر دو بشود، و لو اينكه بگوئيم تعليل هائى كه در موارد احكام شرع آمده علت نيست ، بلكه حكمت است ، و يا بگوئيم : كه حكمت لازم نيست مانند علت جامع و مانع باشد، چون معنا ندارد حكم منسوخ و حكم ناسخ يك حكمت داشته باشند.
حال اگر بگویى: جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنَّ» دلالت دارد بر علت تشريع جواز رفث، و به ناچار نمى تواند هم ناسخ را شامل شود و هم منسوخ را. چون اين حرف بسيار نامربوط است كه براى حكم نسخ علتى بياورند، كه شامل ناسخ و منسوخ هر دو بشود، و لو اين كه بگویيم تعليل هایى كه در موارد احكام شرع آمده، علت نيست، بلكه حكمت است. و يا بگویيم كه: حكمت لازم نيست مانند علت جامع و مانع باشد. چون معنا ندارد حكم منسوخ و حكم ناسخ، يك حكمت داشته باشند.
 
بنابراين، اگر حكم «رَفَث» قبل از نزول آيه، حرمت بوده و سپس با نزول آيه نسخ شده باشد، ديگر صحيح نيست حكم نسخ را اين طور تعليل كنند كه زنان، جامۀ شما و مردان نيز جامۀ زنان هستند. چون جامه بودن هر يك براى ديگرى، قبل از حكم ناسخ نيز بوده؟
 
در پاسخ مى گویيم:
 
اولاً، اين اشكال شما نقض مى شود به جملۀ «لَيلَةَ الصِّيَامِ»، كه حليت را مقيد به شب كرده، در حالى كه زن و شوهر در روز هم، جامۀ يكديگرند و چون علت در روز نيز هست، پس بايد جماع در روز هم جايز باشد، و حال آن كه نيست.


بنابراين اگر حكم رفث قبل از نزول آيه حرمت ، بوده ، و سپس با نزول آيه نسخ شده باشد، ديگر صحيح نيست حكم نسخ را اينطور تعليل كنند كه زنان جامة شما و مردان نيز جامة زنان هستند، چون جامة بودن هر يك براى ديگرى قبل از حكم ناسخ نيز بوده . در پاسخ مى گوئيم : اولا اين اشكال شما نقض مى شود به جمله «''' ليلة الصيام '''» كه حليت را مقيد به شب كرده ، در حالى كه زن و شوهر در روز هم جامة يكديگرند و چون علت در روز نيز هست پس بايد جماع در روز هم جايز باشد، و حال آنكه نيست .
و ثانياً، قيودى كه در آيه اخذ شده، مانند قيد «لَيلَةَ الصِّيَام»، و قيد «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنَّ»، و قيد «أنَّكُم كُنتُم تَختَانُونَ أنفُسَكُم»، همه دلالت دارند بر علت هایى كه هر يك مترتب بر ديگرى است، و حكم ناسخ و منسوخ، مترتب بر آن ها است.
و ثانيا قيودى كه در آيه اخذ شده مانند قيد «'''ليلة الصيام '''»، و قيد «''' هن لباس لكم و انتم لباس لهن '''»، و قيد «'''انكم كنتم تختانون انفسكم '''» همه دلالت دارند بر علتهائى كه هر يك مترتب بر ديگرى است ، و حكم ناسخ و منسوخ مترتب بر آنها است .


لباس بودن هر يك از زن و شوهر براى ديگرى ، علت آن شده است كه رفث بين آن دو بطور مطلق جايز باشد، هم در روز و هم در شب ، و حكم روزه كه جمله «'''ليلة الصيام '''» متعرض آن است ، اين اطلاق را مقيد مى كند، چون حكم روزه عبارت است از خوددارى كردن از مشتهياءت نفس ، از قبيل اكل و شرب و نكاح و چون خوددارى از عمل زناشوئى در تمامى يك ماه امرى مشكل است ، و باعث مى شود مسلمانان در يك معصيت هميشگى و خيانتى مستمر قرار گيرند، لذا لازم مى شود تسهيلاتى در اين باره براى آنان در نظر گرفته شود، واين عمل را در شب جايز و حلال كنند، و آن اين است كه حكم لباس بودن زن و شوهر براى يكديگر كه حكم روزه آن را از بين برده بود، دوباره به قسمتى از اطلاقش برگردد، و لباس بودن اين دو براى يكديگر در شبهاى رمضان جايز شود.
لباس بودن هر يك از زن و شوهر براى ديگرى، علت آن شده است كه «رَفَث» بين آن دو، به طور مطلق جايز باشد، هم در روز و هم در شب. و حكم روزه كه جملۀ «لَيلَةَ الصِّيَام» متعرض آن است، اين اطلاق را مقيد مى كند. چون حكم روزه عبارت است از خوددارى كردن از مشتهيات نفس، از قبيل اكل و شرب و نكاح، و چون خوددارى از عمل زناشویى در تمامى يك ماه امرى مشكل است و باعث مى شود مسلمانان در يك معصيت هميشگى و خيانتى مستمر قرار گيرند، لذا لازم مى شود تسهيلاتى در اين باره براى آنان در نظر گرفته شود، و اين عمل را در شب جايز و حلال كنند، و آن، اين است كه: حكم لباس بودن زن و شوهر براى يكديگر - كه حكم روزه آن را از بين برده بود - دوباره به قسمتى از اطلاقش برگردد، و لباس بودن اين دو براى يكديگر در شب هاى رمضان جايز شود.
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۸ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۸ </center>
<span id='link59'><span>
<span id='link59'><span>
==نتيجه گرى مطالب و بيان معناى آيه شريفه ==
==نتيجه گرى مطالب و بيان معناى آيه شريفه ==
در نتيجه معنا - و خدا داناتر است - اين مى شود: اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم ، و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم ، از آنجا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس ‍ شديد، ماآن را از در راءفت و رحمت و تخفيف مجددا در خصوص ‍ شبهاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم ، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم ، «''' فاتموا الصيام الى الليل '''»، پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد، و شبها آزاد از آن هستيد.
در نتيجه، معنا - و خدا داناتر است - اين مى شود:  


و حاصل كلام اينكه جمله : هن «''' لباس لكم ، و انتم لباس لهن ..، هر چند علت و يا حكمت باشد براى اصل رفث ، ليكن غرض در آيه متوجه آن نيست ، بلكه غرض بيان حكمت جواز رفث در شبهاى روزه است ، كه از جمله هن لباس لكم - تا جمله - (( وعفى عنكم '''». متعرض آن است ، و اين حكمت ديگر شامل منسوخ نمى شود، بلكه تنها شامل ناسخ است .
اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم، از آن جا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس شديد، ما آن را از درِ رأفت و رحمت و تخفيف، مجددا در خصوص شب هاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم. «فَأتِمُّوا الصَّيَامَ إلَى اللَّيلِ»: پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد، و شب ها آزاد از آن هستيد.
 
و حاصل كلام اين كه: جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنّ...»، هر چند علت و يا حكمت باشد براى اصل رفث، ليكن غرض در آيه متوجه آن نيست، بلكه غرض، بيان حكمت جواز رفث در شب هاى روزه است، كه از جملۀ «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم» - تا جملۀ - «وَ عَفَى عَنكُم»، متعرض آن است، و اين حكمت ديگر شامل منسوخ نمى شود، بلكه تنها شامل ناسخ است.


«'''فَالْئَنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مَا كتَب اللَّهُ لَكُمْ'''»:
«'''فَالْئَنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مَا كتَب اللَّهُ لَكُمْ'''»:


امر در اين آيه چون بعد از منع واقع شده ، طبق نظريه علماى اصول تنها بر جواز دلالت دارد، نه وجوب ، و مى فهماند از هم اكنون رفث با زنان در شبهاى رمضان جايز است ، در اول آيه هم فرموده بود:«''' احل لكم '''» اين كار برايتان حلال است ، و كلمه «'''ابتغاء'''» به معناى طلب كردن است ، و منظور از طلب كردن آنچه خدا نوشته است ، طلب فرزند است ، كه خداى سبحان آن را نوشته و مقرر كرده ، كه نوع انسانى اين كار را از راه جماع انجام دهد، و جنس بشر را با تجهيز شهوت و اشتياق به مباشرت مفطور بر اين عمل كرده ، و به اين وسيله ايشان را مسخر و رام در مقابل اين عمل نموده است .
امر در اين آيه چون بعد از منع واقع شده، طبق نظريه علماى اصول، تنها بر جواز دلالت دارد، نه وجوب، و مى فهماند از هم اكنون «رَفَث» با زنان در شب هاى رمضان جايز است. در اول آيه هم فرموده بود: «أُحِلَّ لَكُم»: اين كار برايتان حلال است.
 
و كلمۀ «ابتغاء»، به معناى طلب كردن است، و منظور از طلب كردن آنچه خدا نوشته است، طلب فرزند است، كه خداى سبحان، آن را نوشته و مقرر كرده كه نوع انسانى، اين كار را از راه جماع انجام دهد، و جنس بشر را با تجهيز شهوت و اشتياق به مباشرت، مفطور بر اين عمل كرده و به اين وسيله، ايشان را مسخّر و رام در مقابل اين عمل نموده است.
 
البته كمتر كسى در حين عمل توجه به فرزنددار شدن دارد، بيشتر منظورشان شهوترانى است. (غافل از اين كه خداى تعالى در بين اين دو سنگ، آرد خود را مى گيرد و قضاى خود را به كرسى مى نشاند).  


البته كمتر كسى در حين عمل توجه به فرزنددار شدن دارد، بيشتر منظورشان شهوت رانى است ، (غافل از اينكه خداى تعالى در بين اين دو سنگ آرد خود را مى گيرد، و قضاى خود را به كرسى مى نشاند) همچنانكه افراد منظورشان از اكل و شرب لذت بردن از غذا است و غافلند از اينكه اين جذبه و رابطه بين انسان و غذا را خدا قرار داده ، تا زندگى بشر بقا يافته ، بدنش نمو كند، اين همان تسخير الهى است .
همچنان كه افراد منظورشان از اكل و شرب، لذّت بردن از غذا است و غافل اند از اين كه اين جذبه و رابطه بين انسان و غذا را خدا قرار داده، تا زندگى بشر بقا يافته، بدنش نمو كند. اين، همان تسخير الهى است.
بعضى گفته اند: مراد از جمله :«''' ما كتب الله لهم '''»، همان حليت و رخصت است ، چون خداى تعالى دوست مى دارد بندگانش همانطور كه از حرامش مى پرهيزند، از حلالش استفاده بكنند، ليكن اصطلاح كتابت در كلام خدا كه قرآن كريم همواره آن را در معناى قضا به كار مى برد، گفتار اين مفسر را كه مى گويد معناى آن حليت و رخصت است بعيد مى سازد.
 
بعضى گفته اند: مراد از جملۀ «مَا كَتَبَ اللهُ لَهُم»، همان حليت و رخصت است. چون خداى تعالى دوست مى دارد بندگانش، همان طور كه از حرامش مى پرهيزند، از حلالش استفاده بكنند. ليكن اصطلاح «كتابت» در كلام خدا - كه قرآن كريم همواره آن را در معناى قضا به كار مى برد -  گفتار اين مفسّر را كه مى گويد معناى آن حليت و رخصت است، بعيد مى سازد.
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۹ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۶۹ </center>
«'''وَ كلُوا وَ اشرَبُوا حَتى يَتَبَينَ لَكُمُ الْخَيْط الاَبْيَض ‍ مِنَ الخَْيْطِ الاَسوَدِ مِنَ الْفَجْرِ'''»:
معناى «'''فجر'''» و بيان ابتداء فرمان روزه در ضمن يك استعاره زيبا
«'''وَ كُلُوا وَ اشرَبُوا حَتّى يَتَبَينَ لَكُمُ الْخَيْطُ الاَبْيَضُ مِنَ الخَْيْطِ الاَسوَدِ مِنَ الْفَجْرِ'''»:


معناى «'''فجر'''» و بيان ابتداء فرمان روزه در ضمن يك استعاره زيبا
كلمه «فجر»، دو مصداق دارد:


كلمه «'''ف جر'''» دو مصداق دارد يكى فجر اول كه آن را كاذب مى گويند چون دوام ندارد، بعد از اندكى از بين مى رود، و شكلش شكل دم گرگ است ، وقتى آن را بالا مى گيرد، و بهمين جهت آن را ذنب السرحان مى نامند. عمودى از نور است كه در آخر شب در ناحيه شرقى افق پيدا مى شود، و اين وقتى است كه فاصله خورشيد از دايره افق به هيجده درجه زير افق برسد، آنگاه به تدريج رو به گسترش نهاده از بين مى رود، و چون ريسمانى سفيد رنگ به آخر افق مى افتد، و به صورت فجر دوم در مى آيد، كه آن را فجر دوم يا فجر صادق مى نامند، و بدين جهت صادقش مى گويند، كه از آمدن روز خبر مى دهد، و متصل به طلوع خورشيد است .
يكى «فجر اول»، كه آن را كاذب مى گويند، چون دوام ندارد. بعد از اندكى از بين مى رود و شكلش، شكل دُم گرگ است، وقتى آن را بالا مى گيرد. و به همين جهت، آن را «ذنب السرحان» مى نامند. عمودى از نور است كه در آخر شب در ناحيه شرقى افق پيدا مى شود، و اين وقتى است كه فاصله خورشيد از دايره افق، به هيجده درجه زير افق برسد. آنگاه به تدريج رو به گسترش نهاده، از بين مى رود، و چون ريسمانى سفيد رنگ به آخر افق مى افتد، و به صورت «فجر دوم» در مى آيد، كه آن را فجر دوم يا «فجر صادق» مى نامند، و بدين جهت صادقش مى گويند، كه از آمدن روز خبر مى دهد، و متصل به طلوع خورشيد است.


از اينجا معلوم شد كه مراد از خيط ابيض ، فجر صادق است ، و كلمه (من ) بيانيه است ، و جمله :«''' حتى يتبين لكم الخيط الابيض من الخى ط الاسود'''» از قبيل است عاره است ، يعنى سفيدى گسترده و افتاده در آخر افق تاريك را تشبيه به ريسمانى سفيد، و تاريكى را تشبيه به ريسمانى سياه كرده است و آن خط سفيد مجاور خط سياه قرار دارد.
از اين جا معلوم شد كه مراد از «خيط ابيض»، فجر صادق است. و كلمۀ «مِن»، بيانيه است و جملۀ: «حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الخَيطُ الأبيَضُ مِنَ الخَیطِ الأسوَد»، از قبيل استعاره است. يعنى سفيدى گسترده و افتاده در آخر افق تاريك را تشبيه به ريسمانى سفيد، و تاريكى را تشبيه به ريسمانى سياه كرده است و آن خط سفيد مجاور خط سياه قرار دارد.


باز از اينجا معلوم مى شود كه مراد از اين جمله تحديد اولين وقت طلوع فجر صادق است ، براى اينكه بعد از آنكه شعاع نور روز بالا مى آيد، هر دو خيط از بين مى رود، ديگر نه خيطى سفيد مى ماند و نه خيطى سياه .
باز از اين جا معلوم مى شود كه: مراد از اين جمله، تحديد اولين وقت طلوع فجر صادق است. براى اين كه بعد از آن كه شعاع نور روز بالا مى آيد، هر دو خيط از بين مى رود. ديگر نه خيطى سفيد مى ماند و نه خيطى سياه.


«'''ثُمَّ أَتِمُّوا الصيَامَ إِلى الَّيْلِ'''»:
«'''ثُمَّ أَتِمُّوا الصيَامَ إِلى الَّيْلِ'''»:
خط ۷۰: خط ۹۲:
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۷۰ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۲ صفحه ۷۰ </center>
<span id='link61'><span>
<span id='link61'><span>
==معناى اعتكاف و اشاره آيه شريفه به يكى از شروط آن ==
==معناى اعتكاف و اشاره آيه شريفه به يكى از شروط آن ==
«'''وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فى الْمَساجِدِ'''»:
«'''وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فى الْمَساجِدِ'''»:
۱۵٬۹۷۷

ویرایش