الحجر ٤١: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۲_بخش۱۷#link143 | آيات ۲۶ - ۴۸،سوره حجر]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۲_بخش۱۷#link143 | آيات ۲۶ - ۴۸،سوره حجر]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۲_بخش۱۷#link144 | معناى خلقت انسان از ((صلصال من حماء مسنون ))]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۲_بخش۱۷#link144 | معناى خلقت انسان از ((صلصال من حماء مسنون ))]] | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۷: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۲_بخش۲۰#link175 | چند روايت در تفسير و بيان مراد جمله : ((اخوانا على سرر متقابلين ))]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۲_بخش۲۰#link175 | چند روايت در تفسير و بيان مراد جمله : ((اخوانا على سرر متقابلين ))]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link9 | آيه ۲۶ - ۴۴]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link9 | آيه ۲۶ - ۴۴]] | ||
*[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link10 | تفسير :]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link10 | تفسير :]] | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۹: | ||
*[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link16 | ۵ - جان چيست ؟]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link16 | ۵ - جان چيست ؟]] | ||
*[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link17 | ۶ - قرآن و خلقت انسان .]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۱۱_بخش۴۷#link17 | ۶ - قرآن و خلقت انسان .]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ «41» | |||
(خداوند) فرمود: اين (اخلاص و نجات مخلصان) راه مستقيمى است كه خود برعهده دارم. | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ (41) | |||
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ: حق تعالى فرمود اين راه و دين مستقيم بر من است بيان هدايت به سوى آن به نصب دلايل، يا خطاب بر سبيل تهديد باشد، يعنى راه تو بر من و تو را از من گريزى نيست كقوله تعالى (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ) «1» قرائت ديگر بتنوين (صِراطٌ عَلَيَّ) بنابر آنكه «على» صفت مستقيم باشد يعنى اين صراط رفيع عالى مستقيم است. چند روايت در تفسير برهان «2» وارد شده در تنزيل آيه شريفه به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از | |||
---- | |||
«1» فجر آيه 14. | |||
«2» تفسير برهان، جلد 2، صفحه 344. | |||
جلد 7 - صفحه 111 | |||
جمله: | |||
1- ابو حمزه ثمالى روايت نموده «1» كه سؤال نمودم از حضرت صادق عليه السّلام اين آيه را، فرمود: قال عليه السّلام و اللّه على و اللّه الميزان و الصّراط المستقيم: قسم به خدا على قسم به خدا ميزان و صراط مستقيم است. | |||
2- ابو الحسن شاذان در كتاب «مائة مناقب» ذيل منقبت هشتاد و پنجم از حضرت جعفر بن محمد از پدر بزرگوارش على بن الحسين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود: ايستاد عمر بن خطاب خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عرض كرد: انّك لا تزال تقول لعلىّ بن أبي طالب عليه السّلام انت منّى بمنزلة هرون من موسى و قد ذكر هرون فى القرآن و لم يذكر عليّا عليه السّلام فقال النّبى: يا غليظ يا اعرابىّ انّك ما تسمع اللّه يقول هذا صراط علىّ مستقيم. «2» هميشه به حضرت على عليه السّلام فرمائى تو در نزد من به منزله هارونى براى موسى عليه السّلام و حال آن كه ذكر هارون در قرآن شده، لكن ذكر على نشده، حضرت فرمود: اى غليظ، اى اعرابى، آيا نشنيدهاى خداى تعالى فرمايد (هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ). | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ (36) قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (37) إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (38) قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (39) إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (40) | |||
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ (41) إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ (42) وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ (43) لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ (44) | |||
ترجمه | |||
گفت اى پروردگار من پس مهلت ده مرا تا روزى كه برانگيخته ميشوند | |||
گفت پس همانا تو از مهلت داده شدگانى | |||
تا روز وقت دانسته شده | |||
گفت پروردگار من براى آنكه موجب گمراهى من شدى هر آينه زينت ميدهم براى | |||
---- | |||
جلد 3 صفحه 253 | |||
ايشان در زمين و هر آينه گمراه ميكنم آنها را بتمامى | |||
مگر بندگان تو از آنها كه خالص شدگانند | |||
گفت اين راهى است بر من راست | |||
همانا بندگان من نيست مر تو را بر ايشان سلطنتى مگر كسانيكه پيروى كردند تو را از گمراهان | |||
و همانا جهنم هرآينه وعده گاه آنها است تمامى | |||
مر آنرا است هفت دراز براى هر درى است از آنها پارهاى قسمت شده. | |||
تفسير | |||
ابليس پس از آنكه از درگاه ربوبيّت رانده و از رحمت رحيميه نااميد گرديد از خداوند بپاداش عباداتى كه تا آنزمان كرده بود در خواست نمود كه خداوند باو تا قيامت كه روز بعث خلايق است عمر دهد و عذاب نفرمايد او را و اين مهلت را خداوند باو داد ولى تصريح بروز قيامت نفرمود بلكه فرمود تا روز كه وقت آن معلوم است براى خدا كه محتمل است روز قيامت باشد چنانچه جمعى گفتهاند و محتمل است روز مرگ خلائق باشد كه آنوقتى است كه نفخه اوّل صور دميده ميشود چنانچه در علل از امام صادق عليه السّلام نقل شده و فرموده است ابليس ميان نفخه اوّل و دوم ميميرد و محتمل است روز بعث و ظهور امام زمان باشد چنانچه عياشى ره از آنحضرت نقل نموده و آنكه امام زمان آن ملعون را در مسجد كوفه ميكشد و آن روز وقت معلوم است و آنملعون پس از گرفتن مهلت عرضه داشت اى پروردگار من براى آنكه امر نمودى مرا بسجود آدم كه شأن من نبود و اين موجب محروميت من شد از رحمت تو زينت ميدهم در نظر بنى آدم باطل و معصيت تو را و گمراه ميكنم ايشانرا بتمامى مگر بندگان تو را از آنها كه خالص نمودى ايشانرا براى طاعت خود و بعضى مخلصين بكسر لام قرائت نمودهاند يعنى مگر بندگان تو را كه خالص نمودند نفوس خود را براى طاعت تو و نسبت اغواء بخداوند بگمان شيطان رجيم بود كه تصوّر مينمود امر خداوند بسجود موجب گمراهى او شده با آنكه تكبر و غرور و خودسرى او موجب گمراهى و بدبختى و شقاوت ابدى او گرديد و الا خداوند كسيرا اغواء و اضلال نميفرمايد مگر مراد از اغواء نوميدى و محروميت باشد چنانچه مكرر در مواردى ذكر شده كه مراد از اضلال ترك اعانت و مخذوليت است و اينجا هم بعضى گفتهاند و محتمل است مراد از اغواء حكم الهى بغوايت و ضلالت ابليس باشد يعنى براى آنكه حكم كردى بغوايت و ضلالت من گمراه | |||
---- | |||
جلد 3 صفحه 254 | |||
ميكنم بندگان تو را و اين حكم را استفاده نموده از لعنت ابدى و طرد خود از درگاه احديّت در كلام الهى و اين معنى را نديدم كسى ذكر كرده باشد از مفسّرين با آنكه بنظر حقير لطيف و مناسب است و معانى ديگرى ذكر كردهاند كه ظاهرا بىوجه و دور از نظر و ذوق است در هر حال اين موجب لجاج و عناد و عداوت او با خدا و حضرت آدم عليه السّلام و اولاد او گرديد و كافر شد بكفرى كه اشدّ اقسام كفر است با آنكه معتقد بود بوحدانيّت خدا و نبوّت انبياء او پس بايد پناه برد بخدا از وجود اين صفات در نفس كه چه بسيار شخص را به اسفل السّافلين جهنّم خواهد كشاند و خداوند در جواب شيطان فرمود اين اخلاص در عقائد و اعمال كه خودت گفتى راهى است بسوى من اگر كلمه على بمعناى الى باشد چنانچه بعضى گفتهاند يا راهى است كه لازم است بر من رعايت آن كه فيض ره فرموده و آن راه مستقيم و راست است انحراف و اعوجاجى ندارد هر كس ميتواند از آنراه بمن و اصل شود و تو نميتوانى كسيرا باجبار از آنراه باز دارى چون تو بر بندگان من سلطنت ندارى فقط ميتوانى آنها را وسوسه نمائى و از راه راست باز دارى و در اين صورت آنها خودشان باختيار در تحت تصرّف و سلطنت تو در آمدهاند و از من بىلطفى نسبت بآنها نشده و موعد ما با آنها جهنم است كه تمامى بايد در آن جاى گيرند و آن هفت در دارد و هر درى مخصوص بدستهاى از گمراهان و اتباع شيطان است و بعضى كلمه على را بكسر لام بر وزن فعيل قرائت نمودهاند و در مجمع اين قرائت را نسبت بامام صادق عليه السّلام داده و بعلوّ شرف تفسير ميشود و در كافى از آنحضرت اين قرائت بطورى نقل شده كه فيض ره احتمال داده بنحو اضافه صراط بعلى باشد يعنى اين راه راست ولايت على عليه السّلام است كه مستقيم است و از امام سجّاد عليه السّلام عيّاشى ره نقل نموده كه آن امير المؤمنين عليه السّلام است و بنابراين كلمه هذا اشاره بوجود مبارك آنحضرت است كه شايد شبح آن در عرش موجود و مرئى بوده است و نيز در كافى از آنحضرت نقل نموده كه و اللّه نيست مراد از بندگانى كه شيطان بر آنها سلطنت ندارد مگر ائمه و شيعيان ايشان و عيّاشى ره نيز اين معنى را از آنحضرت نقل نموده و قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه موعد وقوف مردم است بر صراط و نيز قمّى ره فرمودم كه داخل ميشود در هر درى از درهاى جهنم اهل ملّتى و در مجمع از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه فرمود جهنّم | |||
---- | |||
جلد 3 صفحه 255 | |||
را هفت در است طبقهها دارد هر طبقهاى فوق طبقهاى است و يك دست مبارك را روى دست ديگر گذارد و فرمود اين چنين است خداوند جنان را بر زمين وضع فرمود و نيران را بعضى فوق بعضى اسفل آنها جهنّم است و فوق آن لظى و فوق آن حطمه و فوق آن سقر و فوق آن جحيم و فوق آن سعير و فوق آن هاويه و در روايت ديگرى اسفل را هاويه ذكر نموده و اعلى را جهنّم و بعضى براى هر در و طبقهاى اهلى ذكر كردهاند و چون دليلى براى آن اقامه و مناسبتى اعتبار نشده بود حقير نقل ننمودم بلى از روايت خصال از امام صادق عليه السّلام استفاده ميشود كه يك در مخصوص باهل شرك و يك در مخصوص به بنى اميّه و يك در مخصوص بنو اصب و خوارج و كسانى است كه از ائمه اطهار اعراض نمودهاند و اين هم معلوم است كه درك اسفل جايگاه منافقان است و بنظر حقير طبقات بحسب مراتب تبعيّت از شيطان است و از زير زمين شروع شده پائين ميرود و البتّه گناهكاران از اهل ايمان در طبقه اوّل جاى دارند كه عذابش خفيفتر و وقوفش آسانتر است و محتمل است مراد از هفت در دوزخ هفت معصيت كبيره باشد كه جمعى كبائر را منحصر بآنها دانستهاند شرك و قتل و قذف و اكل مال يتيم و زنا و فرار از جهاد و عقوق و الدين و بعضى هفت در جهنّم را عبارت از هفت خلق كه اصول اخلاق ذميمه است دانستهاند كه در اوّل كتاب ذيل آيه اهدنا الصراط المستقيم ذكر شد و اللّه اعلم .. | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُستَقِيمٌ (41) | |||
(خداوند فرمود اينست راهي که بر من بمقتضاي حكمت و عدل لازم و واجب است و راه مستقيم است) در برهان اخباري نقل كرده که صراط علي بنحو اضافه صراط بعلي مستقيم يعني راه مستقيم راه علي امير المؤمنين است لكن اينکه اخبار بر فرض صحت سند محمول بر اينست که صراتي که بر خداوند لازم بود بيان فرمايد صراط عليست و او صراط مستقيم است لذا ميگوييم: اصلا خلقت جن و انس براي | |||
جلد 12 - صفحه 40 | |||
عبادت و معرفت است چنانچه ميفرمايد: | |||
وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إِلّا لِيَعبُدُونِ ذاريات آيه 56. | |||
و البته عبادت خدا فرع ايمانست و گفتهايم که معناي عدل الهي آنست که هر فعلي که حسن صرف باشد يا حسن مطلق بر خدا لازم است زيرا تركش قبيح است و محال است از خدا صادر شود چون شش قسم فعل داريم حسن صرف قبيح صرف لغو صرف حسن مطلق قبيح مطلق لغو مطلق اگر مصلحت دارد و مفسده ندارد حسن صرف است و اگر مفسده دارد و مصلحت ندارد قبيح صرف است و اگر نه مصلحت دارد و نه مفسده لغو صرف است و اگر هم مصلحت دارد هم مفسده اگر مصلحت غالب باشد حسن مطلق و اگر مفسده غالب باشد قبيح مطلق و اگر مساوي باشد لغو مطلق و دو قسم قبيح و لغو محال است از خداوند صادر شود و خلاف عدل است ولي دو قسم حسن لازم است چون تركش قبيح است. | |||
لذا (قال هذا) يعني دين حق از معارف و اخلاق و اعمال که پيغمبر صلّي اللّه عليه و اله و سلّم آورد و ساير انبياء و اوصياء آنها بيان فرمودند و بر طبقش رفتار نمودند (صراط) راه سعادت و رستگاري و نجات از مهالك دنيوي و اخروي و نائل شدن بتفضلات الهي (علي) بر خداوند بمقتضي المصلحة و الحكمة و العدل لازم است ببندگان ابلاغ فرمايد بتوسط ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام (مستقيم) است و اعوجاجي ندارد، و در خبر داريم که هر که در راه ديانت منحرف نشد و مشي كرد قيامت هم از صراط مستقيما عبور ميكند و هر که غير ديانت رفتار كرد سبل شيطان است و معوج است و در صراط لغزش دارد چنانچه ميفرمايد: | |||
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُستَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُم عَن سَبِيلِهِ انعام آيه 154. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
] | |||
(آیه 41)- خداوند به عنوان تحقیر شیطان و تقویت قلب جویندگان راه حق و پویندگان طریق توحید «فرمود: این راه مستقیمی است که بر عهده من است» و سنت همیشگیم (قالَ هذا صِراطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ). | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||