ریشه فرى: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(افزودن نمودار دفعات) |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
__TOC__ | __TOC__ | ||
{{#ask:[[رده:آیات قرآن]] [[نازل شده در سال::+]] [[ریشه غیر ربط::فرى]] | |||
|?نازل شده در سال | |||
|mainlabel=- | |||
|headers=show | |||
|limit=2000 | |||
|format=jqplotchart | |||
|charttype=line | |||
|charttitle=نمودار تکرار در هر سال نزول | |||
|labelaxislabel=سال نزول | |||
|smoothlines=yes | |||
|numbersaxislabel=دفعات تکرار | |||
|distribution=yes | |||
|min=0 | |||
|datalabels=value | |||
|distributionsort=none | |||
|ticklabels=yes | |||
|colorscheme=rdbu | |||
|chartlegend=none | |||
}} | |||
=== قاموس قرآن === | === قاموس قرآن === | ||
نسخهٔ ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۳۴
تکرار در قرآن: ۶۱(بار)
قاموس قرآن
[طه:61]. فرى در اصل به معنى قطع و شكافتن است در اقرب آمده: «فَرَى الشَّىْءَ فَرْياً: قَطَعَهُ وَ شَقَّهُ» بعد گويد خواه به جهت افساد باشد مثل بريدن و شكافتن درنده و خواه براى اصلاح باشد مثل قطع چرم به وسيله خياط. راغب گويد: فرى قطع براى دوختن و اصلاح و افراء قطع براى افساد است همچنين است قول طبرسى ذيل آيه 48 نساء فيومى در مصباح گفته: «فَرَيْتُ الْجِلْدَ: قَطَعْتُهُ لِلْاِصْلاحِ». افتراء: به معنى جعل دروغ و چيزى از خود درآوردن است مثل [انعام:21]. كيست ظالمتر از آنكه بر خدا دروغ ببندد. و مثل [يونس:38]. بلكه مىگويند قرآن را ساخته است بگو يك سوره به مانند آن بياوريد. در آيه [نساء:48]. طبرسى «اِثْماً» را مفعول مطلق و «اِفْتَرى» را به معنى اثم گرفته يعنى: حقا كه گناه كرده گناه بزرگى. و شايد مفعول فعل محذوف باشد يعنى «اِفْتَرى و اثم اثماً عظيماً». مُفْتَرى: (به صيغه مفعول) ساخته شده. [قصص:36]. گفتند: اين نيست مگر سحر ساخته. مفتر (به صيغه مفعول) جعل كننده دروغ [نحل:101]. گفتند تو فقط دروغگوئى. فرىّ: ساخته. نو درآورده [مريم:27]. چون مريم عيسى «عليهالسلام» را در آغوش خويش به ميان مردم آورد گفتند: اى مريم چيز نوظهورى آوردى زائيدن بدون شوهر؟!! آن را در آيه عظيم، قبيح و غيره گفتهاند ولى آنچه ما اختيار كرديم با معناى اولى مناسب است.
کلمات مشتق شده در قرآن
| کلمه | تعداد تکرار در قرآن |
|---|---|
| يَفْتَرُونَ | ۱۷ |
| افْتَرَى | ۱۴ |
| افْتِرَاءً | ۲ |
| افْتَرَيْنَا | ۱ |
| الْمُفْتَرِينَ | ۱ |
| يُفْتَرَى | ۲ |
| افْتَرَاهُ | ۷ |
| تَفْتَرُونَ | ۲ |
| مُفْتَرَيَاتٍ | ۱ |
| افْتَرَيْتُهُ | ۲ |
| مُفْتَرُونَ | ۱ |
| مُفْتَرٍ | ۱ |
| يَفْتَرِي | ۱ |
| لِتَفْتَرُوا | ۱ |
| لِتَفْتَرِيَ | ۱ |
| فَرِيّاً | ۱ |
| تَفْتَرُوا | ۱ |
| يَفْتُرُونَ | ۱ |
| مُفْتَرًى | ۲ |
| أَفْتَرَى | ۱ |
| يَفْتَرِينَهُ | ۱ |