گمنام

تفسیر:المیزان جلد۱۲ بخش۱۸: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
(Edited by QRobot)
 
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{تغییر صفحه | قبلی=تفسیر:المیزان جلد۱۲ بخش۱۷ | بعدی = تفسیر:المیزان جلد۱۲ بخش۱۹}}
__TOC__
__TOC__


خط ۲۳: خط ۲۵:
پس كانه از كلام خدا كه فرمود: «'''و ان عليك اللعنة الى يوم الدين '''» فهميده بود كه او با نوع بشر تا روز قيامت رابطه اى دارد، و آن اين است كه فساد اعمال بشر و شقاوتشان ناشى از سجده نكردن وى و مربوط به وى است ، و به همين جهت در خواست كرد كه «'''پس مرا تا روزى كه مبعوث مى شوند مهلت بده '''» و نگفت مرا تا روزى كه آدم مى ميرد و يا تا زنده است مهلت بده بلكه عمر آدم و ذريه اش ، همگى را در نظر گرفت و درخواست كرد تا روزى كه مبعوث مى شوند مهلتشان دهد.
پس كانه از كلام خدا كه فرمود: «'''و ان عليك اللعنة الى يوم الدين '''» فهميده بود كه او با نوع بشر تا روز قيامت رابطه اى دارد، و آن اين است كه فساد اعمال بشر و شقاوتشان ناشى از سجده نكردن وى و مربوط به وى است ، و به همين جهت در خواست كرد كه «'''پس مرا تا روزى كه مبعوث مى شوند مهلت بده '''» و نگفت مرا تا روزى كه آدم مى ميرد و يا تا زنده است مهلت بده بلكه عمر آدم و ذريه اش ، همگى را در نظر گرفت و درخواست كرد تا روزى كه مبعوث مى شوند مهلتشان دهد.
و اين معنا را متفرع بر لعنت تا روز جزا نمود، در نتيجه معناى كلامش اين مى شود: حالا كه مرا تا قيامت لعنت كردى ، تا قيامت هم عمرم بده ، و وقتى در خواستش مستجاب شد آنچه كه در دل پنهان كرده بود اظهار داشته گفت : هر آينه همگى آنان را گمراه ميكنم .
و اين معنا را متفرع بر لعنت تا روز جزا نمود، در نتيجه معناى كلامش اين مى شود: حالا كه مرا تا قيامت لعنت كردى ، تا قيامت هم عمرم بده ، و وقتى در خواستش مستجاب شد آنچه كه در دل پنهان كرده بود اظهار داشته گفت : هر آينه همگى آنان را گمراه ميكنم .
قَالَ فَإِنَّك مِنَ الْمُنظرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
قَالَ فَإِنَّك مِنَ الْمُنظرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
<span id='link155'><span>
<span id='link155'><span>
==روزى كه تا آن به شيطان مهلت داده شده روز قيامت نيست ! ==
==روزى كه تا آن به شيطان مهلت داده شده روز قيامت نيست ! ==
خط ۴۰: خط ۴۲:
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۲ صفحه ۲۳۷ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۲ صفحه ۲۳۷ </center>
ما تفصيل اين مطلب را در مباحث نبوت ، در جلد دوم اين كتاب و نيز در قصص نوح در جلد دهم بحث نموديم ، و از آيه «'''ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون '''» و نيز آيه «'''و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض ‍ يرثها عبادى الصالحون '''» هم اين معنا به خوبى به دست مى آيد. پس ‍ دليلى كه مفسرين به آن استناد جستند اين دلالت را دارد كه «'''روز وقت معلوم '''» كه سرآمد مهلت ابليس است ، روز اصلاح آسمانى بشر است كه ريشه فساد به كلى كنده مى شود و جز خدا كسى پرستش نمى گردد، نه روز مرگ عمومى بشر با نفخه اول .
ما تفصيل اين مطلب را در مباحث نبوت ، در جلد دوم اين كتاب و نيز در قصص نوح در جلد دهم بحث نموديم ، و از آيه «'''ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون '''» و نيز آيه «'''و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض ‍ يرثها عبادى الصالحون '''» هم اين معنا به خوبى به دست مى آيد. پس ‍ دليلى كه مفسرين به آن استناد جستند اين دلالت را دارد كه «'''روز وقت معلوم '''» كه سرآمد مهلت ابليس است ، روز اصلاح آسمانى بشر است كه ريشه فساد به كلى كنده مى شود و جز خدا كسى پرستش نمى گردد، نه روز مرگ عمومى بشر با نفخه اول .
قَالَ رَب بمَا أَغْوَيْتَنى لاُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فى الاَرْضِ وَ لاُغْوِيَنهُمْ أَجْمَعِينَ إِلا عِبَادَك مِنهُمُ الْمُخْلَصِينَ
قَالَ رَب بمَا أَغْوَيْتَنى لاُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فى الاَرْضِ وَ لاُغْوِيَنهُمْ أَجْمَعِينَ إِلا عِبَادَك مِنهُمُ الْمُخْلَصِينَ
حرف «'''باء'''» در جمله «'''بما اغويتنى '''» باء سببيت است ، و حرف «'''ما'''» مصدريه است كه جمله را چنين معنا مى دهد: «'''پروردگارا من اغواء كردنت را سبب قرار مى دهم براى اينكه فساد را در نظر بشر جلوه دهم و بدينوسيله اغواى خودم را در دل آنها هم بيندازم '''» و اين همان معنايى است كه از جمله «'''اغويناهم كما غوينا'''» نيز استفاده مى شود.
حرف «'''باء'''» در جمله «'''بما اغويتنى '''» باء سببيت است ، و حرف «'''ما'''» مصدريه است كه جمله را چنين معنا مى دهد: «'''پروردگارا من اغواء كردنت را سبب قرار مى دهم براى اينكه فساد را در نظر بشر جلوه دهم و بدينوسيله اغواى خودم را در دل آنها هم بيندازم '''» و اين همان معنايى است كه از جمله «'''اغويناهم كما غوينا'''» نيز استفاده مى شود.
و اينكه بعضى از مفسرين گفته اند كه «'''باء براى قسم است و معناى جمله اين است كه پروردگارا به اينكه مرا اغواء كردى سوگند كه چنين و چنان مى كنم '''» از بى پايه و بى مايه ترين تفسيرهاست ، چون نه در قرآن و نه در سنت جايى ديده نشده كه به مثل اغواء يا اضلال سوگند خورده شود. علاوه بر اينكه اصلا معناى قسم كه تعظيم ( مقسم به ) است در اغواء و اضلال مورد ندارد.
و اينكه بعضى از مفسرين گفته اند كه «'''باء براى قسم است و معناى جمله اين است كه پروردگارا به اينكه مرا اغواء كردى سوگند كه چنين و چنان مى كنم '''» از بى پايه و بى مايه ترين تفسيرهاست ، چون نه در قرآن و نه در سنت جايى ديده نشده كه به مثل اغواء يا اضلال سوگند خورده شود. علاوه بر اينكه اصلا معناى قسم كه تعظيم ( مقسم به ) است در اغواء و اضلال مورد ندارد.
خط ۸۷: خط ۸۹:
و حتى خود را مالك چيزى از نفس خود و از صفات نفسش و آثار و اعمالش نداند و ملك - به كسر ميم و ضمه آن - را تنها براى خدا بداند.
و حتى خود را مالك چيزى از نفس خود و از صفات نفسش و آثار و اعمالش نداند و ملك - به كسر ميم و ضمه آن - را تنها براى خدا بداند.
معناى بر خدا بودن راه شيطان ((هذا صراط على مستقيم )
معناى بر خدا بودن راه شيطان ((هذا صراط على مستقيم )
قَالَ هَذَا صِرَطٌ عَلىَّ مُستَقِيمٌ
قَالَ هَذَا صِرَطٌ عَلىَّ مُستَقِيمٌ
ظاهر كلام به طورى كه از سياق بر مى آيد اين است كه جمله مورد بحث كنايه باشد از اينكه همه امور به دست خداست حتى شيطان هم در اين فضولى هايش بى نياز از خدا نيست ، همچنانكه اگر دريا به دريانورد بگويد راه تو بر پشت من است به او فهمانده كه چاره اى جز اين ندارد كه خود را مجهز به وسائل عبور از دريا بنمايد. و همچنين اگر كوه به كوهنورد بگويد راه تو منحصرا بر پشت من است ، به او فهمانده كه بايد وسائل عبور از قله هاى بلند و كوره راههاى تنگ را فراهم نمايد، همچنين بر خدا بودن راه شيطان معنايش اين است كه راه شيطان هم مانند همه امور از هر جهت موقوف به حكم و قضاى خداست ، او است كه هر چيزى از ناحيه اش آغاز مى گردد و به سويش انجام مى پذيرد، پس ‍ هيچ امرى نيست مگر اينكه او رب و قيوم بر آنست .
ظاهر كلام به طورى كه از سياق بر مى آيد اين است كه جمله مورد بحث كنايه باشد از اينكه همه امور به دست خداست حتى شيطان هم در اين فضولى هايش بى نياز از خدا نيست ، همچنانكه اگر دريا به دريانورد بگويد راه تو بر پشت من است به او فهمانده كه چاره اى جز اين ندارد كه خود را مجهز به وسائل عبور از دريا بنمايد. و همچنين اگر كوه به كوهنورد بگويد راه تو منحصرا بر پشت من است ، به او فهمانده كه بايد وسائل عبور از قله هاى بلند و كوره راههاى تنگ را فراهم نمايد، همچنين بر خدا بودن راه شيطان معنايش اين است كه راه شيطان هم مانند همه امور از هر جهت موقوف به حكم و قضاى خداست ، او است كه هر چيزى از ناحيه اش آغاز مى گردد و به سويش انجام مى پذيرد، پس ‍ هيچ امرى نيست مگر اينكه او رب و قيوم بر آنست .
و نيز از ظاهر سياق بر مى آيد كه هذا صراط اشاره به كلام ابليس است كه گفت : «'''لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين '''»، چون ابليس ‍ با اين كلامش كه : به زودى از بشر انتقام مى گيرم و با تزيين و اغواء، سلطه خود را بر همه آنان مى گسترانم ، به طورى كه جز عده قليلى رهايى نداشته باشند، چنين اظهار كرد كه او به زودى نسبت به آنچه كه تصميم گرفته مستقل و بى نياز از خدا خواهد شد، و خواستش بر خواست خدا پيشى خواهد گرفت ، چون خدا از خلقت انسانها اين را خواسته بود كه خليفه خود در زمينشان نموده و ايشان را بندگان خود كند، ولى او مى خواهد نگذارد اين خواسته خدا صورت بندد. و جمله «'''و لا تجد اكثرهم شاكرين '''» اشاره روشنى به اين معنا دارد.
و نيز از ظاهر سياق بر مى آيد كه هذا صراط اشاره به كلام ابليس است كه گفت : «'''لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين '''»، چون ابليس ‍ با اين كلامش كه : به زودى از بشر انتقام مى گيرم و با تزيين و اغواء، سلطه خود را بر همه آنان مى گسترانم ، به طورى كه جز عده قليلى رهايى نداشته باشند، چنين اظهار كرد كه او به زودى نسبت به آنچه كه تصميم گرفته مستقل و بى نياز از خدا خواهد شد، و خواستش بر خواست خدا پيشى خواهد گرفت ، چون خدا از خلقت انسانها اين را خواسته بود كه خليفه خود در زمينشان نموده و ايشان را بندگان خود كند، ولى او مى خواهد نگذارد اين خواسته خدا صورت بندد. و جمله «'''و لا تجد اكثرهم شاكرين '''» اشاره روشنى به اين معنا دارد.
خط ۹۴: خط ۹۶:
اگر اغواء كنى به اذن من كردى و اگر نتوانى و ممنوع شوى به مشيت من ممنوع شده اى ، و تو از ناحيه خود مالك هيچ چيزى نيستى . تنها مالك و اختياردار آن امورى هستى كه من مالكت كرده ام ، و آنچه كه من قضائش ‍ را رانده باشم ، و من چنين رانده ام كه تو نسبت به بندگان من هيچ كار نتوانى بكنى ، مگر تنها آنهايى كه پيرويت كنند ...
اگر اغواء كنى به اذن من كردى و اگر نتوانى و ممنوع شوى به مشيت من ممنوع شده اى ، و تو از ناحيه خود مالك هيچ چيزى نيستى . تنها مالك و اختياردار آن امورى هستى كه من مالكت كرده ام ، و آنچه كه من قضائش ‍ را رانده باشم ، و من چنين رانده ام كه تو نسبت به بندگان من هيچ كار نتوانى بكنى ، مگر تنها آنهايى كه پيرويت كنند ...


{{تغییر صفحه | قبلی=تفسیر:المیزان جلد۱۲ بخش۱۷ | بعدی = تفسیر:المیزان جلد۱۲ بخش۱۹}}


[[رده:تفسیر المیزان]]
[[رده:تفسیر المیزان]]
۸٬۹۳۳

ویرایش